تبليغاتX
آواز خوان تاس

طراح قالب: همـــراز

عزیزم دوست داریم تولدت مبارک

دم همتون گرم..ربکا 

  

سلام خوشگلم .........سلام عزیزم........ سلام آقا خوش اومدین....... سلام خواهش میکنم چه زحمتی

 

   

 

 

   Rave Girl Rave Girl  Rave Girl 

خوش اومدیددددد بفرررررماااااااااایــــــــــــــیـــــدDancing Couple Belly Dancer Disco Dance Cinco De Mayo 2  Disco Dance  Belly Dancer   Dancing Couple

در گوشی( من میگم بفرمایید اون بالا اما شما خودتون تبریک رو بگید و .....جا کمه حفظ ابرو بشه صاحب خونه رو خجالت زده نکنین)

   

 

خانوووم بفرمایید شیرینی

 

 

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک

آقا شما ظاهرا براتون شیرینی خوب نیست مونا جووون بیا عزیزم میوه تعارف آقا کن(به دلیل احترام زیادی که واسه مهمونا قائلیم کمکی نیاوردیم خودمو مونا جونم پذیرایی میکنیم)

ااااااااااااااااااا بچه چایی نخورررر.. همه جااا رو به گند میکشی بچه رو چه به چایی خوردن بدوووو برو پیش مامانت

Dancing Couple       

          ********

حضار محترم تو یه همچین روزی یعنی سال 1367یه نی نی به دنیا اومد بزرگ شد بزرگ شد بزرگ شد بازم بزرگ تر شد تا شد غول چراغ جادوووو چرا خواب رفتین پاشین( هر وقت گفتم گوسفندا رو بشمارین اون وقت وقت خوابه ) اون ربــــــــــــــــــکـــــــــــا بوده خودتون از سرو صداش باید می فهمیدین که کی بوده ...خب حالا باید بهمون خوش بگذره اگر کسی خوب بلده بیاد برقصه ( بله ماه صفر هست کسی نمی رقصه) خب نرقصین ااا برقصین دست که می تونین بزنین

 Entertainer  Entertainer  Entertainer  Entertainer  Entertainer  Entertainer  Entertainer  Entertainer 

 آفــــــــــــــــــــــریـــــــــــــــــــــــن آفرین دم هـــــــــــــــــمـــــــــتـــــــــون

 Rave Girl Rave Girl  Rave GirlRave Girl  Rave Girl  Rave Girl 

 ربکاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جون بیا شمعا رو فووووت کن

   

                   

                                                     ********

بیااااااااا دیگه بیاااا عزیززززززززززم

دوتا کیکه رو یه شکل خریدم که مهمونا دعواشون نشه

 

  ۳۰ بهمنه امازوترم تولد رو شروع میکنیم به خاطر مهمونای عزیزممون که عده ایشون زودتر می یان و یه یه عدم خارجه تشریف دارن و دیر می رسن

                            Belly Dancer Disco Dance Cinco De Mayo 2  Disco Dance  Belly Dancer 

سارا: ربکا ایشالله که ۱۰۰۰۰۰۰سالکیتو واست جشن بگیریم عزیزم

مونا:ربکا جون سلام مخصوصت رسید

سارا:راست میگه رفتم سلامو رسوندم

Rave Girl  Rave Girl  Rave Girl 

اااا باز که شما دوتا کاری نکنید بزنمتون

Dancing Couple       

کادوهاتم که ایشالله بیایم اونجا واست می یاریم خیــــــلی بزرگه نمی تونستم پستش کنم باید خودم بیام

به دوستاتم گفتم که گفتی  همین که   بیان خودش  کلی کادو هست

تو خونه سبد سبد گلهای میخک عزیـــــــــــــــزم دوست دارم تولدت مبارک

                                             

حالا همه با هم ربـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکا تولدت مبارک تولدت مبارک

 

 


نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 11:34 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



من

شیطان
اندازه یک حبّه قند است
گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
حل می شود آرام آرام
بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم
و روحمان سر می کشد آن را
آن چای شیرین را
شیطان زهرآگین ِدیرین را
آن وقت او
خون می شود در خانه تن
می چرخد و می گردد و می ماند آنجا
او می شود من

 

 

سارا


نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 11:43 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



...

ساده باشیم

ساده باشیم چه در باجه ی یک بانک چه در زیر درخت

کار ما نیست شناسایی راز گُل سرخ

کار ما شاید این است

که در افسون گُل سرخ شناور باشیم

 

کار ما شاید این است

که در میان گُل نیلوفر و قرن

پی آواز حقیقت بدویم

 

مونا

ساعت ديواري از وقتي كه رفتي توي خوابه 


نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 10:27 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



والنتاین

سنت والنتاین در قرن سوم میلادی و در روم باستان زندگی می کرده هنگامی که امپراتورکلادیوس دوم به این نتیجه میرسد که سربازان مجرد در مقایسه با سربازان متاهل با کفایت تر و قدرتمند ترهستند ازدواج مردان جوان را غیر قانونی اعلام می کند تا بدین ترتیب بر تعداد سربازانش افزوده شود

والنتاین که این حکم را بسیار نا عادلانه می داند از فرمان کلادیوس سرپیچی میکند و مردان و زنان جوان را در خفا به عقد یکدیگر در می آورد هنگامی که کلادیوس از این عمل والنتاین آگاه می شود وی رابه مرگ محکوم می کند روز عشاق مهر مهرورزی.... روزتون مبارک

 سارا


نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 13:44 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



###

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفید هیچ کسی به اون کار نمی داد

همه می گفتند تو به هیچ دردی نمی خوری

یک شب که مداد رنگی ها تو سیاهی کاغذ گم شده بودند مداد سفید تا صبح کار کرد

ماه کشید مهتاب کشید و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک و کوچک تر شد

صبح تو جعبه مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد

...

مونا


نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386 17:59 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



1

بیا امشب بین دعاهای رنگارنگی که واسه خودمون میکنیم،

یه دعا هم واسه اونایی که دستشون از این دنیا  کوتاست بکنیم ...

 می ترسم یه زمانیم ما جای اوناییم!

 

 

 

سارا


نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386 20:4 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



,,,,....,,,,,,

دستاني تهي و كوله باري از گناه كه بر دوشم سنگيني ميكند

آمده ام تا نيازم را با بي نيازي وجودت يك رنگ كنم امده ام تا

تسبيح توبه و استغفار را دانه دانه بشمارم .آمده ام تا و جودم

را در اقيانوس بيكران رحمت الهي غرق كنم .مرا به خویش وا مگذار.

 

سارا


نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386 10:32 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



ّّّّّّّّّ!!!!!!!!!

تنهايی سخته ولی باعث رشد ميشه البته به تخم گياه و جنس خاک هم بستگی داره

وقتی حرفای نگفته زياد ميشن گوشی برای شنيدنشون نداری اولش با خودت حرف

ميزنی ولی گوشت خستس همه شونو از بره ديگه حوصله نميکنه بشنودشون

خودت که از خودت خسته بشی بدترين چيزه

دو تا ميشی که يکيشون هی حرف ميزنه اون يکی ديگه بهش گوش نميده و بی اعتنايی

ميکنه

.این ميشه که به نوشتن رو مياری

ولی این بار نه بادی تو کـلـــته نه افسردگی شدید داری

این دفعه فقط ميخوای حرف بزنی خوب يا بدش مهم نيست

اینکه به دل بشينه يا بهش گوش ندن ديگه اهميت چندانی نداره

فقط بايد بنويسی بايد بگی وگر نه دق ميکنی

معمولا وقتايی که زياد مينويسم حالم خراب ميشه

هنوز نميدونم چرا

.شايد بعدا فهميدم

مثل الان که گذشتمو ميفهمم

گذشته هایی که اصلا تو حالشون فهميده نميشدن

گيجم ميکردن

آدم بايد خودشو درک کنه

با خودش مهربون باشه و به خودش زمان بده

این شايد مهمترين چيزه

 

سارا


نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 19:18 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



...

سلام

خواهر گُلم خوش اومدی عزیزم

خیلی خوشحالم بازم نوشته های قشنگتو می خونم

اینم تقدیم به خواهری مهربونم

من هر روز و هر لحظه نگرانت میشوم که چه میکنی

پنچره اتاقم را باز میکنم و فریاد میزنم

تنهاییت برای من...

غصه هایت برای من...

همه بغضها و اشكهايت براي من ..
  بخند برایم بخند
  آنقدر بلند
  تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را...

  صدای همیشه خوب بودنت را دلم برایت تنگ شده
                                                          دوستت دارم ...

 

 

مونا


نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 16:6 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



شاید

 

سلام آقا . . .
سلام دختر
خانم . . .
آقا من بزرگ ترين و قوی ترين   عينکی رو که دارين ميخوام . . .

 پول هم دارم . . . ایناهاش . . . اینم قلکم . . .  
برای کی میخوای دخترم . . .
برای خدا که من رو نمیبینه . . .

 

 

 

 

 

سارا


نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 10:3 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



من

 

روح من در جهت تازه ی اشیا جاریست

روح من کم سال است

روح من گاهی از شوق سرفه اش میگیرد

روح من بیکار است

قطره های بارانِ درز اجرها را می شمارد

روح من گاهی

مثل یک سنگ سر راه

.

.

.

حقیقت دارد

 

 

 

سارا


نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 11:46 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



دلم خواست

الان میدونی چی میخوام؟
یکی باید پایه شه در مورد جن و روح و شیطونو

این چیزا حرف بزنیم

اون قد که من بگم بسه دیگه

بعد اون بگه ترسیدی

منم بگم نخیرَم  همون طوری که همیشه کم میارم میگم

بعد اون بشین ِ قه قه بخنده

منم بیرونش کنم

باهاش قهر کنم

اونم اصلا ناز نکشه بره

بعد من تنها بشم

تنها که شدم هی به خودم فحش بدم

 که ابله  حالا تنهایی میخوای چه کار کنی

بعد چشمامو محکم ببندم به خودم دروغ بگم

که اصلا هم نمی ترسم

بعدم سرمو کنم زیر پتو

تا صبح با چراغ روشن بخوابم

صبح پاشم

دیگه نترسم

اصلا یادم نیاد دیشب چی شده بود چه حرفایی زدیم

بعد اونم اشتی باشه

حال منت کشی ندارم

خب؟
حالا یکی زود  داوطلب بشه

اصلا سخت نیست

......

 من اینا اسمم رو می نویسم زیر مطالبی که آپ میکنم تا مونا جون  خواستی آپ کنی راحت باشی

سارا

 


نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 22:57 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



××××××××××××××××××

سلام  چی بنویسم خجالت می کشم  حرف بزنم  نمی دونستم اینقدر خجالتیم الان این حس بهم دست داده مثل بچه ای که با خونوادش  یه مدت دور از  اقوام پدر بزرگ مادر بزرگ عمه عمو وقتی می یاد یه جورایی خجالتی میشه  می ره پشت سر مامان باباش قایم میشه  نه دیگه حالا اینقدرم خجالتی مثلا جواب سوالاشون که پسرم عزیزم دخترم خوشگلم چطوری رو نمی ده  البته اولش اینطوریه بعد مامانش میگه عمه جونته برو بغلش  بابا  بزرگته ها برو بوس کن آخـــــــی نمیشناسه؟ بچه که خنگه  نه نه کی گفته خنگه   تا حالاعمه خاله بابا بزرگشو ندیده  آها آهان خارجه بوده  اونجا به دنیا اومده طرف با کلاسه...  طرف کیه  ؟؟؟اون بچه رو گفتم ..کدوم بچه ؟ خب همون آقای خجاا ...یا شایدم خانوم خجالتی.. اصلا به ما چه ربطی داره هر کسی خجالتیه پولداره با کلاسه منتش سر خودشه   کاری نکن دعوامون بشه ...خجالتیم به خودم مربوطه یه جوری  باش کنار می یام  ...خجالتی نیستم الان می گم  دلم تنگ شده بوده  اینو قبلا گفتم؟  خب گفته باشم دلم می خواد حرف تکراری بزنم ...دلم تنگ شده بود برای همه دوستای عزیزم  مونا جونم خیلی لطف کردی توی این مدت داداش احمد  شعرت خیلی خوشگل بود بیشتر اون اولی از اونایی که من دوست دارم بود...

مونا به خدا نفهمیدم چیکار کنم چی بگم که تونسته باشم خوب خوب از زحمتت  تشکر کرده باشم  حالا این شعر رو داشته باش  که دو دستی  تقدیمت میکنم بعد با هم کنار می یایم

خواهرم تنها ستاره

 خواهرم عشق دوباره

خواهرم نورونگــاره

خواهرم بهترین خواهر دنیا

خواهرم بلند ترین آواز عشقه

 خواهرم خود خود عشقه

 

خواهرم به وسعت یک باد

 خواهرم با تموم احساسش می یاد

خواهرم عشق وقلب منه

 خواهرم شیشة عمرمنه

خواهرم همه سروسامون منه

خواهرم نور دو چشمون منه

خدایا تو نگهدار خواهرام همه ی عزیزام تنها امیدام باش 

 

قابل توجه شاعران گرامی :

مطلب بالا شعر نیست بلکه احساس قلبی منه که به این صورت نوشتم مونا نخند

تند تند نوشتمش

حالا یه کم جدی میشم مونا

برایت خواندم حرف به حرف  ددلدادگیم را

و دلداده شدم...
بــــــــــــوس خواهر گلم


نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 22:31 توسط آواز خوان تاس | لينك به مطلب |



فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد